پیش طرح یک" مسئله علوم اجتماعی ایران"
در نوشته قبلی مطرح کردم که : ذی نفعان علوم اجتماعی در ایران از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای ایفای نقش های اختصاصی و عمومی خود کمتر استفاده می کنند یا اصلا استفاده نمی کنند!!؟ برای نمونه تصریح نمودم: به خبرنامه و یژه همایش بررسی مسائل علوم اجتماعی ایران نگاه کنید! در این خبرنامه با ۲۱ نفر از اصحاب و یاران علوم اجتماعی ایران گفت و گو شده است.اصولا در این خبرنامه چند بار واژه های مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات به کار رفته است؟ کاربرد این فناوری ها در علوم اجتماعی تا چه حد ،دغدغه مصاحبه شوند گان بوده است؟ آيا افرادی که در حوزه ارتباطات صاحب نام تر هستند به كاربرد اين فناوري ها در حوزه علوم اجتماعي ايران توجهي كرده اند ؟در خلاصه مقالات همایش نیز به فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربرد آن در علوم اجتماعی ایران آن قدر توجه شده که در خبرنامه؟!!
چند نفر از برجستگان علوم اجتماعی ایران و يا دانشجويان دوره هاي دكتري و كارشناسي ارشد ، دارای صفحه شخصی اینترنتی هستند؟ انگشت شمار افرادی که صفحه شخصی و يا گروهي دارند،چگونه از آن استفاده مي كنند؟ دانشجويان، اساتيد و محققان علوم اجتماعي تا چه حد با اين نشريات الكترونيكي مرتبط هستند؟ وبلاگ گاهنامه دبیرخانه دائمی همايش بررسی مسائل علوم اجتماعي ايران را نگاه كنيد ! اين وبلاگ از اواسط اسفند ۸۴ فعال شده است:تعاملات را در اين وبلاگ ببينيد!! تا کنون حتي دست اندركاران همايش از اين طريق کمتر تعامل كرده اند!! بنابر اين ما با مسئله اي به نام" بي ارتباطي اصحاب علوم اجتماعي ايران با فناوري اطلاعات و ارتباطات" مواجه هستيم .
در حاشیه همایش بررسی مسائل اجتماعی ایران در مورد مسئله علوم اجتماعی بودن این موضوع از آقای دکتر چلبی از دانشگاه شهید بهشتی ، دکتر معید فر از دانشگاه تهران،دکتر نعمت الله فاضلی از دانشگاه علامه طباطبایی و آقای اورعی از دانشگاه فردوسی مشهد سئوال کردم!! هر چهار استاد، مسئله بودن " بی ارتباطی اصحاب علوم اجتماعی ایران با فناوری اطلاعات وارتباطات" را تایید کردند؛اما برداشت من از تعامل با آنها در این زمینه حاکی از این است که این چهار عزیز نسبت به این مسئله چندان حساس نیستند و این مسئله را در کنار دیگر" مسائل علوم اجتماعی ایران" می انگارند؟!!
بنطر می رسد تشخیص مسائل علوم اجتماعی ایران یک کار ضروری است اما ضروری تر از آن اولویت بندی این مسائل است. همانطور که در یاداشت تعریف"مسئله علوم اجتماعی ایران" نوشتم از نظر من " بی ارتباطی اصحاب علوم اجتماعی ایران با فناوری اطلاعات وارتباطات" یک مسئله اولویت دار است ! برای این ادعا چند دلیل به شرح زیر قابل توجه است:
الف : نیاز های علوم اجتماعی به استفاده از ICT گسترده است.
1. در آموزش علوم اجتماعی از طریق دانش افزایی و یادگیری از یک سو و دانش پراکنی و یاد دهی از سوی دیگر، معلمان علوم اجتماعی برای گسترش دانش اجتماعی نیازمند استفاده ازICT هستند.
2. در تحقیقات علوم اجتماعی، پژوهشگران اجتماعی می توانند با استفاده ازICT ضمن استفاده آسان و سریع از نتایج تحقیقات دیگر پژوهشگر ان به بسط نتایج پژوهش های اجتماعی خویش نیز بپردازند.
3. در ارائه خدمات اجتماعی ، متخصصان علوم اجتماعی در سطوح مختلف تخصصی می توانند کاربردی بودن علوم اجتماعی را از طریق ICT بیش از پیش جلوه گر ساخته وکارآمدی خویش و علوم اجتماعی را نشان دهند.
4. در بهبود اخلاق اجتماعی ،اصحاب علوم اجتماعی در بخشی از اوقات کاری و فراغت خویش می توانند خدمات خود ر از طریق استفاده مناسب از ICT به طیف وسیعی از ذی نفعان در راستای تعالی جامعه مدنی ارائه نمایند.
ب: قابلیت های استفاده از ICT، گسترده و غیر قابل چشم پوشی است.
1. سادگی در عین پیچیدگی و دقت بالا
2. دوام
3. سهولت و سرعت انتقال
4. منعطف(دارای کاربردهای فرهنگی وخرده فرهنگی)
5. جذابیت بالا
6. قابلیت دسترسی همگانی و عدم محدودیت استفاده از لحاظ زمانی ومکانی
7. کار آمدی( کارائی و اثربخشی)
8. ارزانی و گستردگی در سطوح محلی،منطقه ای،ملی وبین المللی
9. پیشرفت مستمر فنی و گسترش دائمی قابلیت ها
10. امکان فعالیت های گروهی همزمان و غیر همزمان
به نظر من استفاد از ICT و به رسمیت شناخته شدن استفاده از آن در ابعاد گسترده علوم اجتماعی در ایران فرصت مغتنمی است که نباید کما کان شاهد از دست رفتن آن و یا تبدیل به تهدید شدن این فرصت در بخشی از کاربران ICT باشیم. متا سفانه استفاده از ICT به منظور ترویج دانش و ارائه خدمت در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور توسط اعضای هیات علمی از سوی مدیریت دانشگاهی و اکثریت اعضای هیات علمی هنوز به رسمیت شناخته نشده است.
ارائه مقاله ای در یک سمینار داخلی و یا خارجی و انتشار یک مقاله در یک فصلنامه علمی – ترویجی یا علمی – پژوهشی که ممکن است در تیراژ بسیار پایینی حتی بعضی اوقات به تعداد نویسندگان مقالات!! منتشر گردد ؛ و یا چنانچه در تیراژ محدودی منتشر شود؛ متاسفانه به روی دست هیات تحریریه نشریه به دلیل نارسایی سیستم توزیع ودلایل دیگر باد کند و بعضا به فکر خمیر کردن آن بیفتند!! رسمیت و امتیاز دارد! اما فعالیت های اعضای هیات علمی از طریق ICT حتی ارزش تعین معیار برای داوری تا جه رسد به داوری و کسب امتیاز ولو امتیاز خدماتی در ترفیع وارتقا اعضای هیات علمی را ندارد؟!!
به نظر من انجمن های علمی می توانند در این زمینه راهگشایی و راهنمایی کنند.این در خواستی است که نویسنده این سطور از اعضای هیات مدیره جدید انجمن جامعه شناسی ایران دارد و امید وارم که دیگر ذینفعان و مطلعان نیز این موضوع را به جد پی گیری نمایند.
